سلام سردار

بر دیوار مسجد جامع نوشته شده بود :
خداحافظ سردار
امروز من رفته بودم مسجد جامع دزفول تا به حاج احمد بگویم :
سلام سردار !
از روزی که مراسم ارتحال امام خمینی " ره " در مسجد جامع برگزار شده بود هرگز این همه جمعیت را در مسجد جامع ندیده بودم . پس از سال ها دوباره مسجد رونق گرفته بود . مگر چه شده است ؟ این جمعیت خروشان برای چه این گونه به مسجد می آیند ؟
حاج احمد کیست ؟ اینان او را از کجا می شناسند ؟ چرا اینگونه از او تجلیل می کنند ؟ آیا همه این مردم رزمنده و بسیجی اند که او را می شناسند ؟ مگر فرمانده چند نفر از اینها بوده است ؟
امروز مسجد جامع شاهد حضور پیران سپاه و رزمندگان سالهای دور دفاع مقدس بود که از اقصی نقاط کشور آمده بودند . بی هیچ نامی و نشانی . و تنها به عشق یک نفر :
حاج احمد سوداگر

می گفتند مراسم تشییع او صبح امروز عاشورای دیگری بوده است !
می گفتند امروز مردم دزفول عزیز ترین فرزند خود را تشییع کرده اند .
یادم آمد از دوران دفاع مقدس و تشییع شهیدان و عرض ارادت مردم به ساحت آنان .
درود بر دزفول و سلام بر دلاوران دزفول و تبریک به این مردم دزفول .
خدا جزای خیرتان دهد که دل بچه های حاج احمد را با حضور گرم تان تسلی دادید .
شما کاری کردید که مطهره امروز احساس یتیمی نکند .
اما باز می گویم :

سلام سردار
26 بهمن سالروز شهادت برادرت محمود است . بالاخره این انتظار برای تو به سر آمد و پس از 25 سال از روزی که محمود در جلوی چشمانت به شهادت رسید موقع دیدار شد و او را در آغوش گرفتی . دیگر پسرت رسول تنها نیست . او امشب بابا دارد . اما چه کند مطهره دخترت !
یادی که در دلها هرگز نمی میرد یاد شهیدان است.